فصل سوم سریال Star Trek: Strange New Worlds در بین طرفداران شاید جنجالیترین باشه. این سریال، که قبل از اتفاقات سری اصلی، کاپیتان کریستوفر پایک و خدمه سفینه یو.اس.اس. انترپرایز (USS Enterprise) رو دنبال میکنه، موقع انتشارش تحسینشدهترین سریال تو موج سوم بود. انتخابهای داستانی، مثل بازی با ژانر یا کمدی، اغلب منبع شکایت هستن. با این حال، یه لحظه تو قسمت اول فصل سوم Strange New Worlds وجود داره که یکی از قوانین جین رادنبری برای Star Trek رو میشکنه: کاپیتان پایک دعا میکنه. از قضا، قسمت اول فصل سوم شروع به رفع یه شکایت بزرگتر و دائمی درباره Strange New Worlds و رابطه اون با کنن (Canon) استار ترک کرد. توی قسمت “آرنا” از سری اصلی، کاپیتان کرک و خدمه انترپرایز انگار از وجود گورنها (Gorn) بیخبرن. در حالی که تو دو فصل اول Strange New Worlds، گورنها یه مشکل دائمی هستن و شخصیتها حتی اونا رو از نزدیک میبینن. قسمت اول این فصل گورنها رو کنار گذاشت (به معنای علمی-تخیلی کلمه)، و فقط یه شخصیت در خطر واقعی مرگ بود: کاپیتان ماری بَتِل، شریک پایک، با بچه گورنها آلوده میشه، که کشندهست. اسپوک و پرستار چَپِل یه عمل جراحی آزمایشی و پرخطر برای نجات جونش انجام میدن. تو لحظات آخر قسمت، بعد از اینکه کشتی و خدمه در امان هستن، پایک میره تا به دیدار زنی که دوستش داره بره. در حالی که بَتِل هنوز بیهوشه، یه چیزی رو زیر لب میگه که بیربط به نظر میرسه. میگه: “تو بردی، بابا”، و بعد زانو میزنه تا دعای ربانی (The Lord’s Prayer) رو بخونه. در همون لحظه، بَتِل به هوش میاد و این زوج خوشحال دوباره به هم میرسن. با این حال، همونطور که طرفداران سرسخت Star Trek میدونن، خالق این مجموعه، جین رادنبری، یه انسانگرای سکولار بود که قاطعانه معتقد بود دین تا آینده بشریت دوام نمیآره. البته، خود کنن لزوماً این دیدگاه رو کاملاً قبول نداره. معرفی دوباره کاپیتان پایک در استار ترک: دیسکاوری زمینهساز این دعا شد طرفدارا اغلب فراموش میکنن (گاهی عمداً) که Strange New Worlds مستقیماً از Star Trek: Discovery مشتق شده؛ سریالی که موج سوم رو توی تلویزیون شروع کرد. فصل اول اون عمداً از سنتهای این مجموعه فاصله گرفت، شبیه کاری که Deep Space Nine تو دهه ۱۹۹۰ کرد. فصل دوم پایک رو به عنوان کاپیتان موقت آورد، و قسمت دوم Discovery رو تبدیل به Star Trek “واقعی” کرد. کشتی به سیارهای سفر میکنه که انسانهای قبل از دوران فضایی از زمین و طی حمله مرگبار جنگ جهانی سوم (حدود سال ۲۰۵۳) توسط “فرشته سرخ” مرموز به اونجا منتقل شدن. تو ۱۰۰ سال بعد، این بازماندهها و نوادگانشون یه مذهب حول اون اتفاق ساختن. خدمه یو.اس.اس. دیسکاوری یه ماموریت دور از سفینه کلاسیک رو شروع میکنن و خودشون رو از بومیها مخفی میکنن. بعداً تو فصل دوم Discovery، سرنوشتسازترین لحظه پایک اتفاق افتاد؛ اون گوشهای از آینده خودش رو دید. دقیقاً، شاهد حادثهای بود که اونو به ویلچر تمام بدن محدود میکرد و فقط اجازه میداد از طریق یه چراغ چشمکزن ارتباط برقرار کنه، همونطور که تو قسمت “آلونک” سری اصلی دیدیم. مواجهههای اون با سفر در زمان، اجتنابناپذیری سرنوشت اون طبق کنن، و سایر تجربهها تو اون زمان، باورهاش رو به چالش کشیده. پایک که با مرگ زنی که دوستش داره روبهرو شده، کاری رو میکنه که انسانهای ناامید احتمالاً دهها هزار ساله انجام میدن. عقلانیت، منطق و شک رو کنار میذاره تا از یه نیروی کیهانی ناشناخته که فراتر از هر تصور وجود و عدمه، برای یه معجزه درخواست کمک کنه. و حداقل به طور موقت، وقتی بَتِل انگار درمان شده بیدار میشه، اون معجزه رو میگیره. جین رادنبری شدیداً مخالف دین بود، اما ارجاعاتی در استار ترک وجود داشت رادنبری موقع خلق Star Trek تو دهه ۱۹۶۰، آیندهای رو تصور میکرد که بشریت به بهترین شکل ممکن خودش تکامل پیدا کرده. ناسیونالیسم، فقر، تعصب و مذهب خشک و متعصب، همگی یادگارهای شرمآور گذشته بودن. یکی از جنجالیترین ایدههای استار ترک اون تو قسمت “چه کسی برای آدونایس سوگواری میکند؟” اومد، وقتی کرک و خدمه انترپرایز با یه موجود فضایی قدرتمند روبهرو میشن که ادعا میکنه آپولو هستش. این قسمت اولین مورد از داستانهای زیادی تو این جهان هست که میگه “خدایان” فقط موجودات فضایی پیشرفتهای هستن که شبیه جادو به نظر میرسن. با این حال، تو همون قسمت، کرک به آپولو میگه که “بشریت نیازی به خدایان نداره”، اما اضافه میکنه که “یکتاپرستی کاملاً کافیه.” (تأکید اضافه شده). همچنین یه “کلیسا” (Chapel) تو کشتی وجود داره که برای عروسی و تشییع جنازه استفاده میشه. با این حال، رادنبری میخواست خدمه Star Trek با “خدا” ملاقات کنن، و بعد فاش بشه که ادیان یکتاپرست هم یه موجود فضایی پیشرفته رو پرستیدن. خیلی از ایدههای قسمتهای اون و حتی طرحهای فیلمش حول همین موضوع میچرخید. موقع توسعه The Next Generation، اون روی این ایده که بشریت دین رو رها کرده، تأکید بیشتری کرد. کاپیتان پیکارد بارها بیاحترامی خودش رو به مذهب نشون میده. بعد از مرگ رادنبری، Deep Space Nine مذهب باجورانی (Bajoran) رو معرفی کرد، اما همچنین فاش شد که خدایان اونا، که “پیامبران” نامیده میشدن، فقط موجودات فضایی غیر مادی بودن که زمان خطی رو تجربه نمیکردن. دکتر فضایی سریال Enterprise، یه دنوبولانی به اسم فلوکس، به خدمه میگه که اون ادیان انسانی رو روی زمین مطالعه کرده، که نشون میده این ادیان تو قرن ۲۲ از سیاره محو نشده بودن. داستان تو Discovery این ایده رو با معرفی یه کلونی جدید از انسانها، که قبل از تماس اول ولکانها بودن، ادامه داد. بازماندگان حمله جنگ جهانی سوم تو یه کلیسا پناه گرفتن و فرشته سرخ (مایکل برنهام آینده) کل ساختمان رو به سیاره جدید منتقل کرد. بنابراین، در حالی که اونا یه مذهب بر اساس این اتفاق توسعه دادن، یه شیشه رنگی تو ساختمان تصویری رو نشون میداد که نمادهای چندین دین انسانی رو در بر میگرفت. ایمان اونا ترکیبی از عقاید بیشمار بود که با یه اسطورهشناسی جدید بر اساس برخورد با فرشته سرخ ترکیب شده بود. با وجود اعتراضاتی که رادنبری ممکن بود داشته باشه، دعای پایک در واقع با چیزی که کنن تثبیت میکنه، در تضاد نیست. Strange New Worlds گرایش استار ترک به فرهنگی بودن دین، نه متعصبانه بودن اون، رو ادامه میده تو Deep Space Nine، مأموریت اصلی کاپیتان سیسکو این بود که باجور رو متقاعد کنه به فدراسیون بپیونده. تو قسمت پایلوت، اون با پیامبران ملاقات کرد و “سفیر” اونا شد. حتی اگه اون میدونست که اونا “خدا” نیستن، بلکه صرفاً موجودات پیشرفتهای هستن، این موضوع تأثیری روی ایمان اونا نذاشت. ارجاعات غیرمستقیم به مذهب تو Star Trek: TOS تا موجهای دوم و سوم این جهان نشون میده که بشریت هرگز اونو کاملاً کنار نذاشت. چه در مورد ولکانها، کلینگانها، باجورانیها یا حتی انسانها، پافشاری بر مذهب لزوماً درباره اعتقادات متعصبانه نبود. بلکه، این اعمال آیینی بیانگر فرهنگ بودن. در واقع، اوایل همین قسمت، وقتی پایک به خدمه میگه “ما رو مثل خورشید درخشان کنید” تا گورنها رو جذب کنن، این جمله میتونه اشارهای به سرود مسیحی “بر بالهای عقاب” باشه. این چیزیه که اون از پدرش یاد گرفته. تو فیلم The Final Frontier، کرک و بقیه با “خدا” ملاقات نمیکنن، بلکه با یه موجود فضایی فریبکار که توسط یه گونه به همون اندازه قدرتمند در سیاره شا کا ری به دام افتاده، روبرو میشن. از کوکولکان تو The Animated Series گرفته تا اعضای متعدد کیو کانتینیوم (Q Continuum)، خدایان نشون داده میشن که فقط موجودات فضایی قدرتمندی هستن که توسط مردمانی پرستیده میشن که قادر به درک چنین چیزهایی نیستن. فرماندهی اصلی (Prime Directive)، که تو سری اصلی معرفی شد، گسترشی از این درکه. آشکار کردن خودشون برای جوامعی که کمتر از فدراسیون پیشرفته هستن، میتونه تو توسعه اونا اختلال ایجاد کنه و ممکنه کاپیتانها و کشتیهای استارفلیت رو به پایهای برای یه مذهب جدید تبدیل کنه. یه اصل کلیدی Star Trek اینه که با وجود تمام دانش پیشرفته فدراسیون، اونا همه چیز رو نمیدونن. در حالی که هرگز به صراحت بیان نشده، طرفداران میتونن حدس بزنن که اختلافات بین پایک و پدرش درباره این نیست که آیا انجیل تخیلیه یا غیر تخیلی. بلکه، به خصوص از طریق مذهب تطبیقی، این درگیری احتمالاً از نحوه اسطورهسازی مردم از مفاهیم و قدرتهایی نشأت میگیره که توانایی درک اونها رو ندارن. “خدا” فقط یه استعاره برای چیزی ناشناختهست، یا شاید بیانگر اراده فردی باشه که توی اصطلاحات امروزی بهش “متجلی کردن” میگن. پایک با دعا کردن برای بَتِل، “دوباره متولد” نمیشه. این یه بیان فرهنگی هست که اونو به پدر مرحومش و یه واکنش اساسی انسانی در برابر درماندگی وصل میکنه. لينک منبع راهبری نوشته ویدیو آنباکس آیکیو ۱۵ قبل از عرضه ۲۰ اکتبر تو چین لو رفت؛ طراحی و کلی چیز دیگه هم تأیید شد گزارش شده که TSMC اپل رو از افزایش هزینههای ساخت تراشه زیر ۵ نانومتر تو سال آینده مطلع کرده